الشيخ محمد تقي بهجت

560

جامع المسائل ( فارسي )

در بلد و خروج از بلد است ؛ و همچنين در ساير امكنه ، نظير مذكور جارى است . و بنا بر اعتبار در صدق سفر به خروج از بلد ، چنانچه مشهور و مختار است ، يا به خروج از حد ترخّص بلد ، چنانچه منقول از بعضى است ، پس اگر در خارجِ بلد يا خارج از حدّ ترخص بود بدون قصد سفر ، صدقِ سفر ، موقوف به ازيدِ از ضربِ در ارض به قصدِ مقدار كافى در عرف نيست ؛ و همچنين ، تحديد مسافت ، از همان مكان شروع مىشود ؛ و همچنين اگر در غير بلد خود ، يا محل اقامت ، يا تردّدِ ماه بوده بدون قصد مسافرت ، موقوف به خروج از بلد نيست و رفتن به سوى مسافت عرفيّه ، در صدق عرفى ، كافى است و تحديد مسافرت شرعيّه ، از مبدأ سير آنها است . كفايت ظنّ در تشخيص مسافت تشخيص مسافت ، به علم و ظنّ اطمينانى و بيّنه مىشود ؛ و كفايت مطلق ظنّ ، خالى از وجه نيست . و در تعارض دو بيّنه ، احوط اختيارِ موافقِ وجوبِ اتمام است ؛ و اگر قصراً در فرض مذكور ، نماز خواند ، اعاده مىكند بنا بر احوط ، حتّى اگر معلوم شد بعداً كه مسافت بوده ، مگر با تمشّى قصد قربت . لزوم فحصِ بدون حرج و اظهر و احوط ، وجوب سؤال و فحصِ بدون حرج است ، از مسافت ؛ و اگر فحص كرد و عالم شد ، يا با استصحاب بعد از يأس در موردش اتمام كرد [ و ] بعد از نماز معلوم شد مسافت بودنش ، احوط اعاده است . ميزان بودن مسافت واقعيه و اگر در اثناى سفر ، معلوم شد كه مقصود اوّلى أو مسافت بوده ، كافى است در وجوب تقصير ، بلوغِ مجموع سيرهاى أو به مسافت شرعيّه . و همچنين طفلِ مميّزِ قاصدِ مسافت [ اگر ] در اثنا ، بالغ شد ، واجب است تقصير از زمان بلوغ با بلوغ مجموعِ سير أو به مسافت شرعيّه . و با اختلاف دو نفر در تحقّق مسافت ، هر كدام به علم خودش عمل مىنمايد ؛ و احوط عدم اقتدا است در فرض .